زين العابدين شيروانى
443
بستان السياحه ( فارسي )
عبد الملك بن مروان روى نمود و آنچنان بود كه عبد الرّحمن بن اشعث بن قيس از قبل حجّاج در سيستان امير بود و چون خروج كرد در لشكر او هفده كس از علماى تابعين عراق بودند چون عبد الرّحمن از حجّاج منهزم شد آن جماعت به ناحيهء قم افتادند از آن جمله چند برادر بودند نام ايشان عبد اللّه و احوص و عبد الرّحمن و اسحاق و نعيم پسران سعد بن مالك بن عامر اشعرى و در آن موضع چند قريه بود كه يكى از آنها كمندان نام داشت برادران مذكور در آنجا بقهر غلبه نزول كردند و بنى اعمام ايشان از عراق عرب بر ايشان جمع شدند و آن چند موضع را از كثرت عمارت بهم متّصل ساخته بنام كمندان كه يكى از مواضع بود تسميه نمودند بعد از آن به مقتضاى مثل مشهور كه عجمى فالعب به ما شئت بعضى از حروف آن نام را اسقاط نموده از روى تعريب قم كفتند و در كتاب معجم البلدان مذكور است كه مقدّم برادران مذكور عبد اللّه بن سعد بوده و او پسرى داشت كه در ميان شيعه كوفه نشو و نما يافته بود و امامىمذهب بود مقارن آن حال از كوفه بقم انتقال نمود و اهل آن ديار را بمتابعت مذهب اهل بيت رسالت دعوت نموده ايشان را شيعهء اماميّه كردانيد لهذا در آنجا سنّى پيدا نمىشود باىّ حال آن شهر در زمين هموار واقع و جوانب اربعهاش واسع است امّا طرف مغربش كوه نزديكست و قديم شهرى بزرك بوده و در زمان فتنهء افغان خراب شده اكنون قريب چهار هزار باب خانه در اوست و نواحى بسيار خوب مضافات اوست كهستان آباد و قهستان فرّخ بنياد دارد غلّاتش ارزان و ميوهاش فراوانست و از فواكه خربزه و انجير و انارش ممتاز و نان بازارش بهغايت بىامتياز است مقابر علماء دين و اولياى صاحب يقين در آن ديار بسيار است و مزار فيض آثار سيّده معصومه فاطمه ( ع ) بنت امام موسى الكاظم ( ع ) در آنجا مطاف اهل روزكار است مؤلّف كتاب مجالس المؤمنين كفته كه در فضيلت قم اخبار از رسول و ائمّه عليهم السّلام بسيار است منجمله از حضرت امام جعفر الصادق ( ع ) روايت است كه قال الا انّ للّه حرما و هو المكّة الا انّ لرسول اللّه حرما و هو المدينة الا انّ لامير المؤمنين ( ع ) حرما و هو الكوفة الا انّ حرمى و حرم ولدى من بعدى قم الا انّ قم كوفة الصّغيرة الا انّ للجنّة ثمانية ابواب ثلاثة منها الى قم يقض فيها امراة هى من ولدى و اسمها فاطمة بنت موسى و يدخل بشفاعتها شيعتى الجنّة باجمعهم و هم از آن حضرت مرويست كه اذا عمّت البلدان الفتن و البلايا فعليكم بقمّ و حواليها و نواحيها فانّ البلايا مدفوع عنها راقم كويد كه مكرّر شهر قم را مشاهده نموده و چند كاه در آن ديار بوده و با مردمش معاشرت كرده عموما فرومايه و در مراتب ادراك كمپايه و شرير و بدنفس و طامع و دونهمّت و بخيل مىباشند چنان كه شاه طهماسب بن شاه اسماعيل صفوى دربارهء قم و كاشان فرموده بيت سك كاشى به از اكابر قم * با وجودى كه سك به از كاشى است و اصحاب فضل و كمال و ارباب جاه و جلال از آنجا بسيار ظهور نمودهاند ابو الحسن علىّ بن الحسين و محمّد بن علىّ هر دو پدر و پسر از اكابر علماى اماميّه بودهاند و محمّد بن علىّ ابن ابو الحسن از فحول فقهاء و ابو المحارب حنين از حكماء و مؤيّد الدّين محمّد بن محمّد وزير المستنصر و مؤيّد الدّين محمّد بن علىّ وزير المستعصم و ابو الفضل محمّد وزير ركن الدّوله و شاه طاهر مشهور به دكنى همكى از آنجا بودهاند و چون دور بما رسيد آسمان طپيد عموما دشمن فقراء يك نفر ديده نشد كه دل ربايد و يا در معارف انسانى كامل نمايد ذكر قنقرى بضمّ قاف و سكون نون و كسر قاف ثانى و راء مع الياء بلوكى است بهجتفزا از مضافات فارس و سمت شمال شيراز اتّفاق افتاده و اكثر قراى آن در جبال و تلال واقع شده و هواى جميع قراى آن ناحيه سازكار و آبش خوشكوار و آب بعضى آنجا قراى از قنات و مسكن طايفهء بياتست مكرّر مشاهده شده كسى كه دل ربايد به نظر نيامد ذكر قنّه بكسر قاف بر وزن سنّه بندريست از بنادر صغيد و از توابع مصروى در كنار رود نيل واقع و جوانب اربعهاش واسع هوايش حارّ و آبش خوشكوار و قرب چهار هزار خانه در اوست و قراى معموره از مضافات اوست راقم چند روز در قنّه بوده و مردمش را مشاهده نموده عموما قوم عرب و شافعىمذهب ذكر قندز بضمّ قاف و سكون نون و ضمّ دال و سكون راء معجمه بعضى آن را قهندز نويسند